اطلاعات نوشت: رویدادهای جاری ــ از ونزوئلا تا ایران و از منطقه آسیا و اقیانوسیه تا خاورمیانه ــ ضرورت بازاندیشی در سیاست بینالملل را از منظر بنیانهای ژئوپلیتیکی آن برجسته میکند. در شرایط کنونی نظام بینالملل که رقابت میان ایالات متحده و چین به عامل تعیینکننده بدل شده، درک تحولات بدون تمرکز بر پویاییهای ژئوپلیتیک امکانپذیر نیست. «اورهان کارا اوغلو» دانشیار و کارشناس روابط بینالملل در شورای امنیت و سیاست خارجی وابسته به نهاد ریاستجمهوری ترکیه، در یادداشتی برای بخش تحلیلی خبرگزاری آناتولی به بررسی اولویتهای ژئوپلیتیکی زیربنای راهبردهای سیاست خارجی آمریکا و همچنین روند تنشها در روابط با ایران پرداخته است.
اولویتهای راهبردی سیاست خارجی آمریکا
«راهبرد امنیت ملی» (NSS) که دسامبر ۲۰۲۵ از سوی کاخ سفید منتشر شد و «راهبرد دفاع ملی» (NDS) که ژانویه ۲۰۲۶ توسط وزارت جنگ آمریکا (پنتاگون) ارائه گردید، هم وجوه اشتراک دارند و هم تفاوتهایی میان آنها دیده میشود. این شباهتها و تفاوتها در واقع بازتابی از فرآیندهای ژئوپلیتیک هستند. «راهبرد امنیت ملی» را میتوان نوعی «بیانیه نیت» و چارچوب ایدئولوژیک دانست. در این سند، امنیت ملی نهتنها بر پایه قدرت نظامی، بلکه با ابزارهایی همچون تعرفههای گمرکی، تولید انرژی، دیوارهای مرزی و حفاظت از ارزشهای فرهنگی تعریف میشود.
به بیان دیگر، مفهوم «امنیت» در این رویکرد، در سطحی مدنی ـ سیاسی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در مقابل، «راهبرد دفاع ملی» ماهیتی عملیاتی دارد و میتوان آن را «نقشه عملیات» توصیف کرد.
در این سند بهطور دقیق مشخص شده که ارتش باید چه نوع تسلیحاتی تولید کند، منابع بودجهای به کدام حوزهها اختصاص یابد و نیروها برای تحقق اهداف سیاسی دولت دونالد ترامپ در چه مناطقی مستقر شوند. اگر راهبرد امنیت ملی اعلام میکند «ما بحران مواد مخدر را متوقف خواهیم کرد»، راهبرد دفاع ملی توضیح میدهد که «کدام یگانهای نیروهای ویژه و چه سامانههای پهپادی علیه کارتلها در مرز با مکزیک به کار گرفته خواهند شد».
پیامهای راهبرد جدید امنیت ملی ترامپ
راهبرد جدید امنیت ملی دولت دونالد ترامپ همچنین حاوی پیامهای روشنی درباره آینده روابط واشنگتن با چین و بهویژه با روسیه است. این اسناد نهتنها برای ایالات متحده، بلکه برای سایر نقاط جهان نیز حائز اهمیتاند. بررسی آنها نشان میدهد چه در سطح جهانی و چه در سطح منطقهای، چشمانداز پیشرو چندان خوشبینانه نیست و در مجموع، وضعیت همچنان پیچیده و بسیار حساس باقی مانده است.
بدیهی است اجرای سیاستهایی که در این اسناد ترسیم شدهاند، پیامدهای جدی برای سیاست جهانی و منطقهای به همراه خواهند داشت. بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا توسط ایالات متحده و انتقال او به خاک آمریکا ــ در اقدامی مغایر با موازین حقوق بینالملل ــ صرفاً یک رویداد دراماتیک و تاریخی نبود، بلکه نشانهای فراتر از آن به شمار میرود. این رخداد، بازتابی از دگرگونی در ژئوپلیتیک معاصر است؛ جایی که در موضوع منابع راهبردی، «قدرت سخت» بیش از پیش به ابزار اصلی اعمال نفوذ تبدیل میشود.
درس کلیدی این رخداد برای سایر جهان، نه در خود ونزوئلا بلکه در روش بهکار رفته است. در عصر رقابت میان قدرتهای بزرگ، واشنگتن آمادگی فزایندهای برای اقدامات مستقیم به منظور تضمین دسترسی به منابع حیاتی نشان میدهد. مداخله امروز در ونزوئلا و احتمالاً در ایران میتواند بر اساس همان منطق و استراتژی تحلیل شود.
بازتعریف دکترین «اول آمریکا»
راهبرد امنیت ملی ترامپ تا حدی دکترین «اول آمریکا» (America First) را بازتعریف میکند که فهم سنتی از هژمونی ایالات متحده را تغییر میدهد. برخلاف رهبری مبتنی بر ارزشهای دموکراتیک-لیبرال، این راهبرد بر پذیرش ملیگرایی دولتی تأکید دارد.
اسناد منتشرشده توسط آمریکا همچنین پیامهای مهمی برای خاورمیانه دارد. در چارچوب این راهبرد، اسرائیل بهعنوان یکی از منافع کلیدی آمریکا و شریک مرکزی در کنار سایر کشورها برای شکلدهی به نظم نوین خاورمیانه در نظر گرفته میشود؛ موضوعی که جزو اهداف اولویتدار سیاست منطقهای واشنگتن به شمار میآید. در حالی که نمایندگان تمام جریانهای سیاسی در داخل آمریکا بهطور فزایندهای از سیاستهای اسرائیل انتقاد میکنند و در خود اسرائیل نیز بحثهایی جریان دارد درباره اینکه آیا آخرین تصمیمات واشنگتن به منافع ملی آن آسیب میزند یا خیر؛ با توجه به تأکیدات راهبرد امنیت ملی و سیاست عملی دولت ترامپ، میتوان فرض کرد که اسرائیل یک «پنجره محدود فرصت» در اختیار دارد که احتمالاً تا سه سال ادامه خواهد داشت و ممکن است حتی کوتاهتر باشد.
برای اسرائیل، این نه تنها به معنای برقراری روابط خوب با دولت آمریکا است، بلکه فرصتی کوتاه برای پیشبرد اهداف استراتژیک بلندمدت اسرائیل در روابط با ایالات متحده و همچنین در چارچوب منطقهای فراهم میکند. ناآرامی های اخیر در ایران و احتمال مداخله دولت ترامپ در امور داخلی ایران، میتواند از منظر اسرائیل یک فرصت تلقی شود. از این رو با توجه به رویدادهای منطقهای پس از هفتم اکتبر ۲۰۲۳، احتمال مداخله در ایران دیگر چندان شگفتآور نیست.
ایران در آتش رقابت جهانی
وضعیت عدم تقابل یا کاهش نسبی تنش میان اسرائیل و آمریکا با ایران که پس از فروکش کردن ناآرامی های اخیر در ایران مشاهده میکنیم، ماهیتی موقتی، تاکتیکی و بسیار شکننده دارد. این دوره بههیچوجه نمیتواند بهعنوان یک آرامش پایدار تلقی شود و احتمال تشدید تنشها در کوتاهمدت همچنان بالاست. در طول سالها، رویکرد سختگیرانه نسبت به ایران جایگاه مرکزی در سیاست خارجی بنیامین نتانیاهو داشته است.
با توجه به انتخابات پیشروی اسرائیل در اکتبر و انتخابات میاندورهای آمریکا در نوامبر سال جاری، احتمال اقدامات تل آویو و واشنگتن علیه تهران همچنان بالا به نظر میرسد. با وجود تلاشهای دیپلماتیک فشرده اما غیرمستقیم که توسط برخی کشورهای منطقه انجام میشود، تشدید توازنهای ژئوپلیتیک جهانی، روندهایی را تسریع میکند که میتوانند مداخله احتمالی ایالات متحده در قبال ایران را به دنبال داشته باشند.
در عین حال، نمایش قدرت سختگیرانه از سوی دولت ترامپ با هدف مجبورکردن ایران به مذاکرات، در ترکیب با عوامل ژئوپلیتیک جهانی، منطقه را در مرز باریکی میان مداخله نظامی و معامله دیپلماتیک نگه میدارد. نباید فراموش کرد که ارسال سیگنال آمادگی برای اقدام نظامی اغلب بهعنوان اهرم فشار برای دستیابی به «بهترین توافق» مورد استفاده قرار میگیرد.
پیامدهای ژئوپلیتیک مداخله احتمالی در ایران
برای آمریکا، یکی از مهمترین و شاید کلیدیترین جنبههای هرگونه مداخله احتمالی در ایران، پیامدهای ژئوپلیتیک آن است. دولت ترامپ اخیراً دیپلماسی خود را در فضای استراتژیک آسیای مرکزی، واقع میان روسیه، چین و ایران تشدید کرده است.
واشنگتن نقش میانجی را در امضای بیانیهای میان ارمنستان و جمهوری آذربایجان ایفا کرده که یکی از اجزای آن ایجاد مسیر بزرگ ترانزیتی با مشارکت شرکتهای آمریکایی است. بهتازگی ترامپ پذیرای رؤسای جمهوری پنج کشور آسیای مرکزی در کاخ سفید بود و تلاشهایی برای جلب مشارکت قزاقستان در چارچوب توافقهای ابراهیم انجام داده است. این اقدامات نشانههای مهمی از تلاش آمریکا برای تقویت نفوذ خود در آسیای مرکزی بهطور گستردهتر است.
ایالات متحده با گامهای ژئوپلیتیک، درصدد مقابله با تسلط روسیه و چین است و کاهش نفوذ ایران میتواند راه را برای بازگشت گستردهتر آمریکا به این منطقه هموارتر کند. پس از جنگ ۱۲روزه میان ایران و اسرائیل، باید به این نکته نیز توجه کرد که ارمنستان که روابط نزدیکی با ایران دارد، دیگر نمیتواند در مسائل امنیتی به تهران تکیه کند. به گفته منابع آگاه، «نیکول پاشینیان» نخستوزیر ارمنستان پس از این جنگ نتیجه گرفت که همکاری با ایالات متحده و تلاش برای عادیسازی روابط با جمهوری آذربایجان و ترکیه مسیر مطلوبتری است تا ادامه وابستگی به ایران.
آغاز عصر رقابت گسترده
در این مرحله، ژئوپلیتیک دیگر تنها یکی از زیرمجموعههای سیاست خارجی نیست و به منطق بنیادین نظم بینالملل نوینی تبدیل شده که در چارچوب رقابت میان ایالات متحده آمریکا و چین شکل میگیرد. رویدادهایی که از ونزوئلا تا گرینلند و سپس تا ایران رخ داده، نشان میدهد که ژئوپلیتیک دیگر صرفاً ابزاری برای پیشبینی نیست، بلکه میدان قدرتی است که سیستم جهانی را شکل میدهد و بازتولید میکند و عصر رقابت گسترده عملاً آغاز شده است. این تصویر نشان میدهد که ژئوپلیتیک، تنها پایهای تحلیلی برای توضیح بحرانهای مقطعی نیست، بلکه یک پارادایم بنیادین است که نظم جهانی را در عصر رقابت آمریکایی-چینی ساختاربندی میکند.
منبع: آناتولی ترکیه مترجم: اعظم شیرازی
